یا امام نقی (ع)
ابلیس و طرفدارانش لشکر خود را آماده جنگ با حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف کرده اند
و برای ثابت کردن قدرت خود به امام زمان ما رجزخوانی خود را با توهین به جد بزرگوار ایشان یعنی امام هادی(علی النقی) علیه السلام آغاز کرده اند !!
اینک جای این سوال باقیست ، ما در چه حالی هستیم ؟!
این توهین ما را تا چه اندازه بیدار کرده است ؟!
در عصری که طرفداران شیطان کره زمین را محیای حضور ابلیس می کنند ما برای ظهور امام زمانمان چه کرده ایم.......؟!

آقا جان مهدی (عج) ... مولایم شرمنده ایم ....
آقای من ، گاه مقبره و بارگاهت را تخریب می کنند …
و گاه به خیالِ خود نام زیبایت را لگد کوب؛
و نمی دانند که با اینکار ، عطرتان فضا را بیشتر پر خواهد کرد .
السلام علیک یا امام هادی النقی علیه السلام
شرمنده ایم...

به گزارش خبرنگار افتخاری پایگاه جامع دنیای نیاز به نـماز ، به همت جنبش وبلاگی "عشم امام هادی علیه السلام" به اطلاع می رساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی شاهین نجفی صورت گرفته است؛
زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نام های نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر می شود ...
توجه داشته باشید دوستانی که فعالیت وبلاگی دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب های:
نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی (ع) , حضرت هادی علیه السلام , علی النقی و ... را در وبلاگ خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود.


حکایت سحرگاه حساس میلاد موعود
در روایات فراوان، از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلَّم)نقل شده است که مردی از خاندان او به نام مهدی(علیه السلام) قیام خواهد کرد و بنیان ستم را واژگون خواهد ساخت. فرمانروایان ستمگر عباسی با اطلاع از این روایت در پی آن بودند که در همان ابتدای ولادت امام مهدی(علیه السلام) او را به قتل رسانند. بنابراین از زمان امام جواد(علیه السلام)، زندگی امامان معصوم(علیهم السلام) با محدودیت های بیشتری همراه گشت و در زمان امام حسن عسگری(علیه السلام) به اوج خود رسید به گونه ای که کمترین رفت وآمد به خانه آن بزرگوار از نظر دستگاه حکومت، مخفی نبود.
پیداست در چنین شرایطی باید تولد آخرین حجت حق و موعود الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران می بود. به همین دلیل حتی نزدیکان امام یازدهم از جریان ولادت امام مهدی(علیه السلام) بی اطلاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولد نیز، نشانه های بارداری در نرجس خاتون مادر بزرگوار امام دوازدهم دیده نشد.(1)

حکایتی از بانوی امین
روایتی از حکیمه خاتون عمه امام عسگری(علیه السلام) وجود دارد که حاکی از این است که امام در سال 255 هجری متولد شده اند.
حکیمه خاتون، [عمه امام حسن عسگری(علیه السلام)،خواهر امام هادی(علیه السلام) و دختر امام جواد(علیه السلام)] فرمودند: امام حسن عسگری(علیه السلام) کسی را دنبال من فرستاد و وقتی که نزد ایشان رفتم، به من فرمود:
« ای عمه افطار نزد ما باش، چون این شب، شب نیمه شعبان است و خداوند به زودی و در این شب، حجتش را ظاهر خواهد نمود که او حجت خداوند در زمین است.»
حکیمه خاتون پرسید: مادر او کیست؟
امام(علیه السلام) فرمودند: نرجس.
عرض کرد: خداوند مرا به فدای شما نماید، به خدا قسم، در او نشانه ای از بارداری نیست؟!
حکیمه خاتون می فرماید: داخل خانه رفتم و هنگامی که سلام کردم و نشستم، نرجس خاتون آمد تا کفش های مرا از پایم درآورد و گفت: ای خانم من و ای خانم خاندان من، حال شما چطور است؟
حکیمه خاتون می فرماید: ای دخترم، خداوند در این شب فرزندی به تو می بخشد که در دنیا و آخرت، سید و سرور است.
در این هنگام نرجس خاتون خجالت کشید و شرم و حیا کرد.
باید تولد آخرین حجت حق و موعود الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران می بود. به همین دلیل حتی نزدیکان امام یازدهم از جریان ولادت امام مهدی(علیه السلام) بی اطلاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولد نیز، نشانه های بارداری در نرجس خاتون مادر بزرگوار امام دوازدهم دیده نشد.
حکیمه خاتون می فرماید: هنگامی که از نماز عشا فارغ شدم افطار نمودم و خوابیدم. پس در نیمه شب برای نماز شب برخاستم و از نماز فارغ شدم، درحالیکه او خوابیده بود و اتفاقی برایش پیش نیامده بود، سپس خوابیدم. سپس با ترس از خواب پریدم، درحالیکه او هنوز در خواب بود. پس از چند لحظه ای نرجس از خواب برخاست و نماز خواند و خوابید.
حکیمه خاتون می فرماید: بیرون آمدم درحالیکه در جستجوی طلوع فجر بودم. پس هنگامی که فجر اول شد، او هنوز در خواب بود و برایم شک بوجود آمد که آیا به دنیا می آید؟ در این لحظه امام از داخل اتاق صدا زدند: عمه عجله نکن، امر ولادت نزدیک شده است.
نشستم و سوره سجده و یاسین را خواندم. در هنگامی که من در آن حالت بودم، نرجس با ترس از خواب پرید، پس با سرعت به سوی او رفتم و گفتم: بسم الله علیک. آیا چیزی حس می کنی؟
گفت: بله، ای عمه.
به او گفتم: نفست را جمع کن و به قلبت فشار بیاور؛ این همان چیزی است که قبلاً به تو گفتم.
حکیمه خاتون می فرماید: در این هنگام سستی و خستگی ای را احساس کردم و به خواب فرو رفتم. هنگامی که به هوش آمدم، پرده ها کنار رفت و دیدم که نوزاد به دنیا آمده و با مواضع هفتگانه اش بر روی زمین سجده کرده است.
نزدش رفتم و او را دیدم که پاک و پاکیزه است. در این هنگام امام مرا صدا زدند که ای عمه پسرم را نزدم بیاور. پس او را نزد ایشان بردم و ایشان دست خود را زیر نشستگاه و کمر او قرار داد، پای او را در سینه خود قرار داد، زبان خود را در دهان او فرو برد، دست خود را روی چشم و گوش و مفصل های او کشید و فرمود: ای پسرم سخن بگو.
امام مهدی(علیه السلام) فرمود:
«أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له و أشهد أنَّ محمداً رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلَّم)» سپس بر امیرالمۆمنین و امامان صلوات و درود فرستاد تا رسید به پدرش و سکوت نمود.
امام عسگری(علیه السلام) به عمه شان فرمودند:
ای عمه او را نزد مادرش ببر و تا به مادرش سلام کند و بعد نزد من بیاور.
پس او را نزد مادرش بردم و حضرت به مادرشان سلام نمودند و سپس او را برگرداندم و در اتاق قرار دادم. امام عسگری(علیه السلام) فرمودند: ای عمه هنگامیکه روز هفتم ولادت شد نزد ما بیا.
حکیمه خاتون می گوید: هنگامی که صبح شد رفتم تا به امام عسگری(علیه السلام) سلام کنم و پرده را بردارم تا جویای احوال سرورم، امام زمان(علیه السلام) شوم، اما ایشان را ندیدم. گفتم: ای سرور من فدایت شوم چه شده است؟
امام فرمودند: ای عمه آن را امانت دادیم به کسی که مادر موسی(علیه السلام)، موسی(علیه السلام) را به او امانت سپرده بود.
روز هفتم شد و امام عسگری به عمه شان فرمودند: پسرم را نزد من بیاورید.
حضرت(علیه السلام) را در حالی که در میان پارچه ای بود نزد امام عسگری(علیه السلام) آوردند و حضرت همان کاری که اولین بار انجام داده بود تکرار کرد و فرمود: ای پسرم سخن بگو. و حضرت مهدی(علیه السلام) گفتند:
«أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له و أشهد أنَّ محمداً رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلَّم)» سپس بر امیرالمۆمنین و امامان صلوات و درود فرستاد تا به پدرش رسید سکوت نمود و سپس این آیه را تلاوت کرد:
« بسم الله الرحمن الرحیم و نرید أن نمُنَّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمةً و نجعلهم الوارثین. ونُمَکِّنَ لهم فی الأرض و نُری فرعونَ و هامانَ و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون»(سوره قصص/آیه5و6)(2)
حضرت مهدی (علیه السلام) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای مهمی که پدر بزرگوارشان انجام دادند این بود که حضرت مهدی(علیه السلام) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
منابع:
کمال الدین/جلد2/صفحه424.
منتخب الأثر/صفحه124-127.
سمیرا باقری بخش مهدویت تبیان
سایت: www.tebyan.net
کیمیایی که تو را از سرگردانی نجات می بخشد...
مسئله استمرار امامت یکی از اعتقادات اصلی شیعیان است. هر چند اصطلاح «فترت» در معنای "خالی بودن زمان از پیامبر" کاربرد دارد ولی این مفهوم در مورد سلسله امامت معنی ندارد. در واقع زمین هیچ گاه از امام خالی نیست و این مسئله توسط ادله عقلی و آیات قرآن و روایات اثبات شده است.[1]
پس از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) شیعیان دوره کوتاهی از تحیر و سرگردانی را درباره امام دوازدهم تجربه کردند، که این مسئله با زمینه سازی های امامان پیشین و همچنین با تدبیر سازمان وکالت که زیر نظر حضرت مهدی(علیه السلام) اداره می شد، خیلی زود خاتمه پیدا کرد.
البته این تحیر صرفا پس از شهادت امام یازدهم پیش نیامد بلکه به خاطر شرایط سیاسی خاصی که در دوره حضور امامان معصوم وجود داشت، معمولا پس از هر امامی اختلافی از این نوع میان شیعیان بروز می کرد. بنابراین شیعیان معمولا برای شناخت امام از روش های خاصی استفاده می کردند.

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه کنید...
ادامه مطلب
از خدا پرسید:خوشبختی را کجا میتوان یافت؟
خدا گفت:آن را در خواستههایت جستجو کن
با خود فکر کرد:اگر خانهای بزرگ داشتم خوشبخت بودم
خداوند به او داد
اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبخت ترین مردم بودم
اگر..اگر..
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
پرسید:حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خدا گفت:باز هم بخواه
گفت:چه بخواهم؟هر آنچه را که هست دارم
خدا گفت:
بخواه که دوست بداری،بخواه که دیگران را کمک کنی و هر چه را داری با مردم قسمت کنی!
او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها و نگاه ها می نشیند!
آنگاه رو به آسمان گفت:"خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران"

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال شده
و توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده است و استدلال شگفت انگیزی دارد!
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم ،
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم ،
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم…
و تو، آدم سفید،
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی،
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای،
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی،
و وقتی می میری، خاکستری ای…
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

پی نوشت:
بیایید بیندیشیم در خلقت خدا ...که خدا بیهوده نمی آفریند!
بیایید باور کنیم همه یکسانیم.... که خدا فرقی قائل نشده بین انسان ها!
بیایید دوست بداریم.... که خدا خود همه بندگانش را دوست میدارد!
بیایید زیبا ببینیم که خدای جمیل.... چیزی غیر از زیبایی نیافریده است!
مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!
مرد پاسخ داد: من چیزی ندارم که ببخشم…
خدا پاسخ داد: چرا!!!! محدود چیزهایی داری!
یک صورت که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی وحرف خوب بزنی!
یک قلب که می توانی بروی دیگران بگشایی!
چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
فقر واقعی فقر روحــــی ست.
دل آدم ها خیلی ساده گرم می شود...

گوشه ای از علائم ظهور مهدی موعود
در روایات اسلامی که دانشمندان شیعه و سنی راجع به علائم ظهور مهدی موعود اسلام نقل کرده اند سه نوع اخبار دیده میشود:
نوع اول: روایاتی است که از سقوط بنیامیه و روی کارآمدن بنیعباس بعنوان فرج آل محمد نام برده است.
نوع دوم: اخباری است که در آنها از ویرانی شهرهائی امثال بصره و ذلت و سقوط بنیعباس و عظمت و انحطاط شهر کوفه و غیره بعنوان گشایش کار شیعه و آزادی نسبی آنها سخن رفته است.
نوع سوم: روایات کثیری است که بنام علائم ظهور و اوضاع آخرالزمان و پیشامدهای ناگواری در سراسر گیتی خاصه ممالک عربی خاورمیانه و برخی از کشورهای اسلامی دیگر به تفصیل و صراحت هرچه تمامتر در کتب معتبر آمده است.
این سه نوع علائم که باید در اعصار متوالی و قرون متمادی روی دهد بدین منظور بوده است که در تمام زمانها شیعیان را در جریان ظهور دولت آل محمد(ص)و گشایش کار پیروان حقیقی اسلام یعنی شیعیان جهان بگذارند. لازم بذکر نیست که مثلا سقوط بنیامیه با آن همه تبهکاری و فشاری که بر مردم مسلمان و پیروان اهلبیت وارد می ساختند یا ذلت و انحطاط بنیعباس که از مخالفان سرسخت شیعیان بودند،خود نوعی گشایش در کار آنان و آزادی نسبی ائمه اطهار(ع)بوده،و قطعا هرچه رو به جلو میرفته زمان پیدایش قائم آل محمد و ظهوردولت جهانگیر او نزدیکتر می شده، و همه نوید روح بخشی برای شیعیان بوده است.
علائم ظهور که در روایات معتبر و صحیح آمده است،برخی جنبه خارقالعاده و اعجاز دارد و بعضی دیگر حوادثی است که بطور طبیعی مانند سایر وقایع گیتی روی میدهد،و خود نشانه نزدیکشدن ظهور دولت حق و پایان عمر حکومتهای خودکامه و بیدادگر جهان است، که قبلا از آن خبر دادهاند.
نکتهای را که نباید از نظر دور داشت اینست که چون از روز نخست مدعیان مهدویت دستبکار اثبات حقانیت خود بوده و کموبیش دستبردی به اخبار علائم ظهور زده و احیانا زیاده و نقصانی در پارهای از آنها پدید آورده اند،لذا باید قبلا دربارهء سند روایات و مفاد و مدلول آنها و تطبیق هر یک با واقعیات و قرائن و شواهد دیگر دقت و مطالعه نمود و سپس آنرا پذیرفت.
ادامه مطلب
هستى تسلیم اوست، چرا ما نباشیم؟
دین و هدایت الهى، همواره همراه بشر بوده است. انبیاء همچون معلّمان یك مدرسه اند كه به طور زنجیرهاى مأمور ارشاد مردم هستند.

أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ (آل عمران ـ 83)
آیا جز دین خدا را مىجویند با آنكه هر كه در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانیده مى شوید.
نکات اجمالی:
موجودات آسمان ها و زمین، همگى تسلیم خدایند. حتّى اگر در حال عادّى این سر سپردگى را كتمان كنند، در حال احساس خطر به ناچار به او دل مى سپارند.
مومنان با میل و رغبت تسلیم او هستند، ولى همگان در زمان احساس خطر یا مرگ یا مغلوب شدن در جنگ و یا درماندن در استدلال، تسلیم او مىشوند.
همه ذرّات عالم، از كوچك ترین اتم تا بزرگ ترین كرات، همه تابع همان قانونى هستند كه خداوند بر آنها حاكم كرده است و هر لحظه مىتواند آن را تغییر دهد.
امام صادق علیه السلام در مورد این آیه فرمودند: زمانى كه قائم علیه السلام قیام كند، تمام سرزمین ها شهادت «لا إله الا الله و محمد رسول الله» سر خواهند داد. (تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 183)
پیام های آیه:
1ـ انتخاب راه غیر خدا، با حركت هستى سازگار نیست. «أَ فَغَیْرَ دِینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ»
2ـ حقیقت دین، تسلیم است. «أَ فَغَیْرَ دِینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ ...»
3ـ انسان، دائماً در جستجوى راه و روشى است و گرایش به مكتب در نهاد او قرار دارد. (جمله «یَبْغُونَ» دلالت بر خواست و تمایل دائمى دارد.)
4ـ اگر هستى تسلیم اوست، چرا ما تسلیم نباشیم؟ «لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
5ـ در آسمان ها موجودات با شعور هستند. «مَنْ فِی السَّماواتِ» (پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: مراد از «مَنْ فِی السَّماواتِ» ملائكه مى باشند. درّ المنثور، ج 2، ص 254)
در حدیثى از پیامبر صلی الله علیه و اله مى خوانیم كه فرمود: روز قیامت اعمال را یك به یك (در دادگاه الهى) مى آورند، هر كدام خود را معرفى مى كند؛ یكى مى گوید من نمازم، دیگرى مى گوید من روزهام و ... و سپس اسلام را مى آورند و مى گوید: پروردگارا! تو سلامى و من اسلام، خداوند مى فرماید: ... امروز به واسطه (مخالفت با) تو مواخذه مى كنم و به تو پاداش مى دهم. خداوند در كتابش مى فرماید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ
6ـ اگر پایان كار ما اوست، چرا از همان اوّل رو به سوى او نكنیم؟ «إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَیْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَالنَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (آل عمران ـ 84)
بگو به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده و آنچه به موسى و عیسى و انبیاى [دیگر] از جانب پروردگارشان داده شده گرویدیم و میان هیچ یك از آنان فرق نمىگذاریم و ما او را فرمانبرداریم.
پیام های آیه:
1ـ ایمان خود را اظهار كنید. «قُلْ»
2ـ ایمان به انبیاء، در كنار ایمان به خداوند است. «آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ»، «وَ النَّبِیُّونَ»
3ـ خدمات پیشینیان را نادیده نگیریم. «وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِیمَ»، «وَ ما أُوتِیَ مُوسى»
4ـ آمدن انبیاء، جلوهاى از ربوبیّت الهى است. «وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ»
5ـ دین و هدایت الهى، همواره همراه بشر بوده است. انبیا همچون معلّمان یك مدرسهاند كه به طور زنجیرهاى مأمورارشاد مردم هستند. «إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ»
6ـ تمام انبیاء، داراى هدف واحد هستند. «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ»
7ـ برترى بعضى از انبیاء بر برخى دیگر «فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى بَعْضٍ» (اسراء، 55) هرگز مانع ایمان ما به همهى آنها نیست. «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ»
8ـ پیامبر اسلام، با اظهار ایمان خود به سایر انبیاء، پیروان آنها را به وحدت دعوت مى كند. «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ»
9ـ پیامبر اسلام، تسلیم مطلق حقّ است. «نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
10ـ كسى كه میان انبیاء فرق بگذارد، در حقیقت تسلیم خدا نیست. «لا نُفَرِّقُ»، «نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
11ـ مومنان، هماهنگ با تمام موجودات، تسلیم خدا هستند. «لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، «وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (آل عمران ـ 85)
و هر كه جز اسلام دینى [دیگر] جوید هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانكاران است.
نکات اجمالی :
از جمله ى «یَبْتَغِ»، استفاده مى شود كه مراد آیه، كسانى هستند كه اسلام به گوش آنها رسیده، ولى آن را رها كرده و به سراغ دیگر مكاتب رفتهاند. این افراد در قیامت زیانكارند و دین آنها مورد پذیرش نیست.

پیام های آیه:
1ـ اسلام، ناسخ همه ادیان پیشین است. «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ»
2ـ رها كردن مكتبى جامع، مایه خسارتى ابدى است. «مَنْ یَبْتَغِ»، «مِنَ الْخاسِرِینَ»
3ـ آخرت، جلوه گاه خسارت هاى واقعى است. «فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»
4ـ انتخاب اسلام، رمز و نشانه دور اندیشى انسان است. «فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»
برترین آیین الهى اسلام است.
تاكنون بحث هاى مشروحى در آیات گذشته درباره مذاهب پیشین آمده، در این آیات بحث درباره اسلام آغاز مى شود و توجه اهل كتاب و پیروان ادیان گذشته را به آن جلب مى كند.
در آیه 83 قرآن مجید، اسلام را به معنى وسیعى تفسیر كرده و مى گوید: تمام كسانى كه در آسمان و زمینند و تمام موجوداتى كه در آنها وجود دارند مسلماناند یعنى در برابر فرمان او تسلیماند زیرا روح اسلام همان تسلیم در برابر حق است منتها گروهى از روى اختیار (طوعاً) در برابر"قوانین تشریعى" او تسلیماند و گروهى بى اختیار (كرهاً) در برابر"قوانین تكوینى" او.
در آیه 84 خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله (و همه پیروان او) دستور مىدهد كه نسبت به همه تعلیمات انبیاء و پیامبران پیشین، علاوه بر آنچه را پیغمبر اسلام نازل شده ایمان داشته باشند.
و بالاخره در آیه 85 به عنوان یك نتیجه گیرى كلى مى فرماید: "هر كس غیر از اسلام آیینى براى خود انتخاب كند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانكاران است" .
به این ترتیب از مفهوم عام اسلام به عنوان یك اصل كلى كه همان تسلیم در مقابل حق است به مفهوم خاص آن یعنى آیین اسلام منتقل مى شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى گوید: امروز جز آیین اسلام از هیچ كس پذیرفته نیست و در عین احترام به همه ادیان الهى برنامه امروز، اسلام است.
زمانى كه قائم علیه السلام قیام كند، تمام سرزمین ها شهادت «لا إله الا الله و محمد رسول الله» سر خواهند داد
جمعى از مفسران گفتهاند كه این آیه درباره دوازده نفر از منافقان نازل شده كه اظهار ایمان كرده بودند و سپس مرتد شدند و از مدینه به مكه بازگشتند آیه نازل شد و به آنها اعلام كرد كه هر كس جز اسلام را بپذیرد زیانكار است. (تفسیر ابو الفتوح رازى، جلد 3، صفحه 100)
در حدیثى از پیامبر صلی الله علیه و اله مى خوانیم كه فرمود: روز قیامت اعمال را یك به یك (در دادگاه الهى) مى آورند، هر كدام خود را معرفى مى كند؛ یكى مى گوید من نمازم، دیگرى مى گوید من روزهام و ... و سپس اسلام را مى آورند و مى گوید: پروردگارا! تو سلامى و من اسلام، خداوند مى فرماید: ... امروز به واسطه (مخالفت با) تو مواخذه مى كنم و به تو پاداش مى دهم. خداوند در كتابش مى فرماید: وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ (تفسیر الدر المنثور، ذیل آیه مورد بحث (با تلخیص) جلد 2 صفحه 48)
بحث لغوی:
جمله "یبتغ" از ماده "ابتغاء" به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شایسته و هم ناشایسته به كار مى رود و در هر مورد، تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.
تشابه با آیات دیگر:
آیه 84، به غیر از یكى دو كلمه، كاملًا شبیه آیه 136 سوره بقره است.
آمنه اسفندیاری
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
منابع:
تفسیر نور، ج 2
تفسیر نمونه، ج 2
تفسیر الدر المنثورف ج 2
تفسیر ابو الفتوح رازى، ج 3
تفسیر عیّاشى، ج 1
.: Weblog Themes By Pichak :.









